![]() |
![]() |
|
|
دوستت داشتم
اما نمی خواستم راز دل با تو در میان نهم به چشمانت کمتر می نگریستم که مبادا راز دلم بر ملا شود به دیدارت می شتافتم ولی آنگونه می دیدمت که ندانی برای دیدار تو آمده ام با تو سخن می گفتم ولی آنگونه که دریچه ی قلبم به رویت گشوده نشود دلم با غرور در جنگ و ستیز بود دلم می خواست که برایت فاش سازم که چقدر دوستت دارم ولی... غرورم بیم داشت که مبادا محبت نثارم نکنی عشق را در تو تو را در دل ودل را برای تپیدن برای تو دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 21:12 توسط سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| رزشیشه ای |
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|